گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن!
رنج بزرگی است علم بودن وعالم نداشتن!
علم بودن و عالم نیافتن!
زیبا بودن ونادیده ماندن،
فریاد بودن وناشنیده ماندن،
نور بودن و روشن نکردن،
آتش بودن وگرم نساختن،
عشق بودن ودلی نیافتن،
روح بودن وکالبدی نبودن،
چشمه بودن وتشنه ای ندیدن،
پیام بودن وپیامبر بودن وکسی نداشتن،
مثنوی بودن وخواننده ای ندیدن،
چنگ بودن وپنجه ی نوازنده نبودن.....
چه بگویم؟خدا بودن وانسان نداشتن!
+ نوشته شده توسط اندیشه ورز برنا در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت
2:15 |



