هيچ گاه آوازه ی شادی را در بين بچه ها نديده بودم و پرواز خنده ها را به آسمان نشنيده بودم. اينک روبرويم و در ميان دستانم سادگی و بی ريايي کودکان را می بينم. بازی، خنده، گريه، همگی دور هم جمع شده اند.

امروز روز افتتاح بود، همگی چشم انتظار، انگشت به دهان و کارگران رو به اتمام کار بودند. بچه ها صف کشيده بودند، کوچک و بزرگ، پدر کودکی در بغل، آن يکی بچه ای در دست... ساعت زنگ خورد، لامپ ها نور افشان شدند و در باز شد، بچه ها با غوغايي آسمانی و شور شعف بی انتها وارد شدند.

آری!... پارکی کوچک در روستای من (سهمو شمالی) که شامل چندتا سرسره و تاب و وسائل ورزشی است، افتتاح گرديد. جايي که مردمش از کمترين امکانات محروم می باشند هديه ای کوچک می تواند ساده زيستی را نشان دهد ، خستگی را از دلها بزدايد و برق شادی را در ميان مردم به اوج برساند.

در پايان از کليه دست اندرکاران که در اين کار خير سهيم بوده اند علی الخصوص جناب آقای غانمی دهيار زحمتکش روستا تشکر و قدردانی دارم.

ما بدان مقصد عالی نتوانيم رسيد             هم مگر نهد لطف شما گامی چند